تبلیغات
.......::ببوهونیا::......... - خـــالی بنـــدی مطلقا ممنــــوع !!
 
.......::ببوهونیا::.........
 
 
جستجو
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :

بازدید امروز :

بازدید دیروز :

بازدید این ماه :

بازدید ماه قبل :

تعداد نویسندگان :

تعداد کل پست ها :

آخرین بازدید :

آخرین بروز رسانی :

 


خـــالی بنـــدی مطلقا ممنــــوع !!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


نمی دونم شما تا حالا در مورد واژه خالی بندی فكر كردین كه ممكنه سابقه ی دیرینه ای هم واس خودش داشته باشه؟
این روزها عبارت خالی بندی به معنی دروغ گرفتن و لاف زدن رایج شده است اما پیشینه این واژه به دهها سال پیش یعنی زمان سلطنت رضا شاه بر می گردد ! نقل می کنند که در زمان رضاشاه بدلیل کمبود اسلحه، بعضی از پاسبانهایی که گشت می دادند فقط غلاف خالی اسلحه یعنی همان جلدی که اسلحه در آن قرار می گیرد را روی کمرشان می بستند و در واقع اسلحه ای در کار نبود. دزدها و شبگردها وقتی متوجه این قضیه شدند برای اینكه همدیگر را مطلع كنند به هم میگفتند که طرف "خالی بسته" و منظورشون این بود که فلان پاسبان اسلحه ندارد و غلاف خالی اسلحه را دور کمرش بسته به این معنی كه در واقع برای ترساندن ما بلوف می زند که اسلحه دارد و روی همین اصل بود که واژه خالی بندی رواج پیدا کرد. ولی این واژه هیچ ارتباطی به دروغگویی و لاف زدن به صراحت زمان حاضر نداشت. حالا چرا در این چند دهه ی اخیر این واژه متداول شده و همچنان هم رو به تزاید است مشخص نیست ولی شاید باید آن را به حساب شیوایی بیش از حد زبان فارسی و غیر منتظره بودن اعمال ما ایرانی ها گذاشت که خیلی از کارهامون از روی یك روش منطقی و نشات گرفته از یك اعتقاد راسخ نیست بلكه احساسی، الگویی و متاسفانه قابلیت جوگیر! شدن هم هست. البته شاید هم در دوران گذشته نیازی به کاربرد این کلمه به تعبیر فعلی نبوده چون هیچوقت جامعه ما این همه خالی بند نداشته است!
 

روان شناسی خالی بندی

نگارش یافته توسط محمود قوچانی


تقریبا همه دروغ می گویند، اما دروغ داریم تا دروغ ! جان هالند راست می گوید دروغ داریم تا دروغ : دروغ شاخ دار، دروغ مصلحت آمیز، دروغ كودكانه و... اما دروغ های بی خطر یا كم خطری هم هست كه همه ما در زندگی روزمره مان زیاد گفته یا شنیده ایم. در زمانه ای كه می شود به كمك انواع روش های ارتباطی، یاد بگیریم كه صادق باشیم و با یكدیگر با احترام رفتار كنیم، چرا به دروغ گویی عادت كرده ایم و چگونه می توانیم از شر این عادت مزاحم، خلاص شویم؟ روان شناسان به این پرسش ها، پاسخ های علمی و دقیقی می دهند.
 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


1- دروغ گوهای مرضی : فرآیند دروغ گویی از سن 4 تا 5 سالگی آغاز می شود، یعنی همان زمانی كه كودك، نسبت به استفاده از زبان، آگاهی پیدا می كند. البته دروغ كودكان، معمولا بی ضرر و صرفا به قصد رهایی از مخمصه یا رسیدن به آن چیزی است كه دوست دارند داشته باشند. اما در میان بزرگسالان، اگر دروغ های مصلحتی را كنار بگذاریم، به اشخاصی برمی خوریم كه خیلی زیاد و در مسائل كوچك و بزرگ، دروغ می گویند.

روان شناسان به این افراد می گویند: دروغ گوهای مرضی. دروغ گوهای مرضی، دروغ می گویند تا در خیال خودشان از حریمشان محافظت كنند، دوست داشتنی و موجه به نظر برسند، به منافع مادی یا اجتماعی بیشتری دست پیدا كنند و یا این كه از مجازات فرار كنند. البته در بیشتر مواقع، آن هایی كه از چنین افرادی دروغ می شنوند، خودشان تا درجاتی متوجه اند كه فرد مقابلشان دارد دروغ می گوید و چه بسا كه دلشان هم برای آن فرد بسوزد كه چرا چنین ذهن بیماری دارد. دستة دیگری از دروغ گوها هستند كه حساب شده، عامدانه و برای كسب منافع شخصی، دروغ می گویند و این كار را هم زیاد و به صورت حرفه ای انجام می دهند. روان شناسان، این افراد را جزو شخصیت های ضداجتماعی طبقه بندی می كنند. این گروه معمولا زیاد سر و كارشان به پلیس، دادگاه و زندان می افتد. دروغ گویی معمولا با گذشت زمان، بدتر و بدتر می شود. چرا كه اصل بر این است كه وقتی آدم یك دروغ می گوید، بعدها ناچار می شود كه برای رفع و رجوع آن دروغ، دروغ های بیشتری بگوید.

2- تمرین حقیقت چرا؟ : اصلا چرا دروغ می گوییم؟ روان شناسان، برخی از مهم ترین دلایلی را كه باعث می شود دروغ بگوییم، این گونه فهرست می كنند: می خواهیم از درگیری پرهیز كنیم. نمی خواهیم باعث خشم یا صدمة كسی بشویم. نمی خواهیم احساسات كسی را جریحه دار كنیم. می خواهیم كسی را تخریب یا روحیه اش را تضعیف كنیم. می خواهیم احترام و تحسین دیگران را جلب كنیم. دوست داریم به قدرت بیشتری برسیم. نمی خواهیم با حقیقت تلخی دربارة خودمان مواجه شویم. دوست نداریم به اشتباهاتمان اعتراف كنیم. می خواهیم فعلا روی قضیه ای را بپوشانیم، به این امید كه شاید بعدا اوضاع، بهتر شود.

جالب این كه خیلی از مواقع، ممكن است نیت شخص دروغ گو هم خیرخواهانه باشد، هر چند كه دروغ گویی در اكثر مواقع، ریشه در خود شخص و خودخواهی شخص دروغ گو دارد. اما سؤال مهم تر، این است كه آیا می توانیم با یادگیری و تمرین مهارت های ویژه ای، خودمان را مقید كنیم كه همیشه و تحت هر شرایطی، حقیقت را بگوییم و از دروغ گویی خودداری كنیم؟ پاسخ روان شناسان، این است كه بله، این كار در بیشتر مواقع امكان پذیر است، اما به تمرین و ممارست نیاز دارد. باید یاد بگیریم الگوهای فرار از حقیقت را كه در ذهنمان شكل گرفته، كم كم از بین ببریم تا بتوانیم نوعی رابطة سالم و احترام آمیز را با مخاطبانمان سر و شكل بدهیم.

3- تغییر ذهنیت با فرض این كه شخص دروغ گو از نظر روانی دچار مشكل حادی نیست، روان شناسان می گویند كه دروغ گو به خاطر فقدان مهارت، دست به نوعی انتخاب اشتباه می زند و از بین راست و دروغ، دروغ را انتخاب می كند تا به زعم خودش، شرایط را به نحو مؤثری مدیریت كرده باشد. دروغ گویی های بی خطر یا كم خطر نیز در بیشتر موارد، صرفا ریشه در یك تنبلی ذهنی دارد و به شكل یك عادت غلط در روح و روان شخص دروغ گو رسوخ می كند. روان شناسان اعتقاد دارند برای كسی كه به دروغ گویی عادت كرده، بهتر این است كه اول از همه، ذهنیت (mindset) خودش را تغییر بدهد تا بتواند راست گویی مهارتی (skillful honesty) را بیاموزد و به كار ببندد.

4- تصمیم عجولانه، ممنوع چه چیزی باعث می شود ما به این فكر بیفتیم كه دروغ گفتن، بهترین راه حل در وضعیت موجود است؟ چه ترسی در پشت این انتخاب اشتباه، پنهان شده است؟ ترس از این كه اشتباه كرده باشیم؟ ترس از این كه دیگران از ما خوششان نیاید؟ ترس از این كه قادر نباشیم حقیقت را در قالبی محترمانه، قابل پذیرش و قابل تحمل عرضه كنیم؟ چرا فكر می كنیم كه دروغ در شرایط خاصی می تواند نتیجة خوبی به همراه داشته باشد؟ و... سؤالات بالا را به دقت بررسی كنید و دربارة پاسخ هایتان عادلانه قضاوت كنید. وقتی انگیزه های دروغ گویی تان معلوم شد، بهتر می توانید خودتان را مجهز كنید تا اگر دوباره سر و كلة میل به دروغ گویی پیدا شد، آن را از سر راه بردارید. اما قبل از این كه بخواهید كاری بكنید یا عكس العملی از خودتان نشان بدهید، تمام گزینه های احتمالی را بررسی كنید. دروغ گویی در خیلی از موارد، نتیجة تصمیم گیری های عجولانه و عاری از تدبیر است. وقتی متوجه شدید كه دارید دروغ سر هم می كنید، مكث كوتاهی بكنید و از مخاطب خودتان اجازه بخواهید تا بار دیگر، سؤال او و شرایط و موضوع مورد بحث را بررسی كنید. شاید زمان، این اجازه را به تان بدهد كه سر و سامانی به افكار تان ببخشید. در همین زمان می توانید در كنار بررسی مسأله، نیت و انگیزة خود تان را نیز ارزیابی كنید.ذهنتان را متوجه شخص یا جملة قصاری كنید كه شما را به راست گویی دعوت می كند. چه بهتر كه پیشاپیش، مجموعه ای از این نوع جملات سودمند و پرمغز فراهم كرده باشید یا پیشاپیش، فهرستی از كسانی را كه دوستشان دارید و مورد احترام تان هستند، گردآورده باشید. صادقانه از خودتان بپرسید كه در شرایط كاملا واقع بینانه، اگر راستش را بگوییم، بدترین اتفاقی كه ممكن است بیفتد، چیست؟

5- درك طرف مقابل تصور كنید شما باعث شده اید موقعیتی متفاوت از آن چه كه باید، به وجود بیاید و فرض كنید كه شما مسبب این وضع نابهنجار بوده اید. اگر فكر می كنید كه شاید با بحث بتوانید به یك درك متقابل برسید و تلخی حاصل از ابراز حقیقت را بگیرید، بهتر است از این نوع عبارات و جملات استفاده كنید: شاید این حرفی كه می خواهم بزنم، درست نباشد، اما لطفا صبور باشید... برداشت من این است كه... آیا شما هم چنین برداشتی دارید؟ می دانم كه شاید اشتباه كرده باشم، اما می خواهم شما هم بدانید كه... سعی كنید حتما نشان بدهید كه احساس طرف مقابل را درك می كنید. مثلا ابتدا بگویید: من درك می كنم كه تو عصبانی هستی و... و سپس نظر خودتان و در صورت امكان، راه حل های پیشنهادی تان را ارائه دهید. سعی كنید احساستان را به نوعی در كلام، لحن و رفتار خودتان به مخاطب منتقل كنید:
من هم از این كه فلان كار، رأس زمان مقرر تمام نمی شود، واقعا ناراحتم.
شما می توانید این ناراحتی را در صدا و چهره من ببینید... سپس توضیح بدهید كه قصدتان این نبوده و سریع نتیجه گیری كنید كه: الان می خواهم در حضور شما برنامه ای تنظیم كنم كه هر چه سریع تر، كار تكمیل شود. و دقیقا مشخص كنید كه كدام بخش از گفته هایتان واقعیت است و كدام بخش، تصورات و نظرات شماست. اگر این كار را نكنید، ممكن است كم كم به سراغ جعل واقعیت و نهایتا سراغ دروغ گویی بروید.
 

چند روش تمرینی برای اینكه هیچوقت خالی نبندیم!

گفتن حقیقت وظیفه ماست!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


مسدود كردن آن دسته از مسیرهای ذهنی كه منجر به دروغ گویی می شود، نیاز به تمرین دارد. وقتی شخصی با یك موقعیت خطیر و پراسترس مواجه می شود، ممكن است در یك آن، دوباره به سراغ روش های آشنای قدیمی برای دروغ گویی برود. روان شناسان توصیه می كنند با به خاطر سپردن 6 نكته زیر، می توانیم از مهارت راست گویی كه در وجود همگی مان هست، بهره مند شویم. آن ها به ما می گویند:

۱ـ خونسردی خود را حفظ كنید. وقتی كه خونسرد باشید و تمركز حواس داشته باشید، خیلی راحت تر و بهتر می توانید از مهارت های خودتان استفاده كنید.

۲ـ وقتی حقیقت را می گویید، ممكن است بعضی ها عكس العمل منفی از خودشان نشان بدهند. البته شاید هم دلیل موجهی برای این ابراز خشم و ناراحتی وجود داشته باشد. مثلا شاید این حقیقت، نشان دهنده بدقولی شما در اجرای یك قرارداد باشد. اما به هر حال باید بیاموزید كه این وظیفة شماست كه مانند یك آدم بالغ و مسؤولیت پذیر، در لحظات خشم و ناراحتی مخاطب تان هم در كنار او حضور داشته باشید. روان شناسان بر این باورند كه گاهی اوقات، ضعف و خطایی كه در وجود دیگران می بینیم، ناشی از رویكرد اشتباهی است كه ما خودمان انتخاب كرده ایم. در واقع، این زاویة دید خودمان است كه ایراد دارد. شاید از یك زاویة دیگر هم بشود به هر چیزی نگاه كرد. این می تواند اولین قدم باشد برای این كه به مهارت های بیشتر برسید، چرا كه هیچ كس نمی تواند چیزی كه وجودش را باور ندارد، بهبود ببخشد.

۳ـ برنامه ریزی داشته باشید. مدیریت زمان، یكی از كلیدی ترین عناصر لازم برای رسیدن به آسودگی خاطر است. وقتی كه می دانید چه تعهداتی دارید و چه زمانی باید آن ها را انجام دهید، بهتر می توانید برای آن برنامه ریزی كنید. این طوری، كمتر ممكن است در شرایطی گیر كنید كه در آینده مجبور به دروغ گویی شوید.

۴ـ از عذرخواهی نترسید. تا حالا چند بار مجبور به دروغ گویی شده اید فقط به این خاطر كه نخواسته اید عذرخواهی كنید؟ وقتی اشتباهی مرتكب شدید، نفس عمیقی بكشید، اشتباه را بپذیرید و بابت عمل یا رفتار اشتباه تان عذرخواهی كنید. عذرخواهی نه تنها احساس گناه و استرس را از شما دور می كند، بلكه باعث می شود آسیب ها و خسارت های احتمالی تان نیز جبران شود. به علاوه، اعتراف به اشتباه و عذرخواهی كردن، دو نشانة مهم از شخصیت قوی و روحیه ی بالاست.

۵ـ یك منبع الهام بخش برای خودتان فراهم كنید. تاریخ پر است از انسان های بزرگ و سخنان پرمغزی كه هر كدام می تواند به ما انگیزه ای قوی بدهد. برای این كه مهارت های راست گویی خودتان را هر از چند گاهی تقویت كنید، به زندگی این افراد و سخنان با ارزششان دقت كنید. ممكن است بدون تجدید قوای اینچنینی، باز هم فیلتان یاد هندوستان كند و...

۶ـ بر روی آن چه بیش از هر چیز دیگری برایتان اهمیت دارد، تمركز كنید. حواس خودتان را متمركز كنید بر روی رفتاری كه دوست دارید و تصویر ایده آلی كه از خودتان و در ذهن خودتان ساخته اید. این تصویر می تواند شما را در ادامه ی راه هدایت كند و باعث شود انگیزه ی بیشتری برای حفظ مهارت های راست گویی و استفاده از آن ها داشته باشید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: سه شنبه 5 آذر 1387 :: توسط : حسین